۩۩ وبلاگ شخصی سید حسین امامی تفتی ۩۩
دوشنبه شانزدهم دی 1381
ميان دو پلك
دوباره بارش اندوه هاي دريايي
دوباره فاصله هاي غريب و رويايي
دوباره بارش يك ريز زخم بر جانم
دوباره مي رسد از دورهايت آوايي
مرا هواي زمستان خاك پژمرده است
چرا بزرگ بهاري، چرا نمي آيي؟
چرا ميان دهان ها رها و تنهايم
ميان اين همه شياد پست هرجايي
بيا سكوت ميان دو پلك من پوسيد
بيا به اين همه ساكت بگو كه مي آيي
بگو چه فصل عجيبي زراه مي آيد
هلا همانكه تمناي جمع جانهايي
¤
هلا همانكه بزرگي، بسان اقيانوس
هلا همانكه جلودار صبح فردايي
چه سخت مي گذرد تا بهار آمدنت
بگو به اين همه رفتن، بگو كه مي آيي
دوباره فاصله هاي غريب و رويايي
دوباره بارش يك ريز زخم بر جانم
دوباره مي رسد از دورهايت آوايي
مرا هواي زمستان خاك پژمرده است
چرا بزرگ بهاري، چرا نمي آيي؟
چرا ميان دهان ها رها و تنهايم
ميان اين همه شياد پست هرجايي
بيا سكوت ميان دو پلك من پوسيد
بيا به اين همه ساكت بگو كه مي آيي
بگو چه فصل عجيبي زراه مي آيد
هلا همانكه تمناي جمع جانهايي
¤
هلا همانكه بزرگي، بسان اقيانوس
هلا همانكه جلودار صبح فردايي
چه سخت مي گذرد تا بهار آمدنت
بگو به اين همه رفتن، بگو كه مي آيي
نوشته شده توسط سید حسین امامی تفتی
در 21:58 | لینک ثابت
•

